پس لرزه­ های چاپ اول کتاب«ثابت قدم»

بابت خلق و رو نمایی کتاب «ثابت قدم» به عنوان تاریخ شفاهی و افشای فجایع نیم قرن اخیر، در فضای حقیقی و مجازی، موافقین و مخالفین  زیادی را به دنبال داشت، وزارت اطلاعات و فرهنگ جمهوری اسلامی افغانستان لوح سپاسی را اهدا و تعهد سپرد چاپ دوم آن از طریق وزارت نامبرده منتشر نمایند.

اما مخالفین از میان هواداران احزاب متعدد شیعه و سنی، مدعیان رهروان راه عبدالعلی مزاری از داخل و خارج کشور با تحرکات جدی وارد این معرکه شدند، آن­ها با حمایت سیاسی و مالی برخی­ها اقدام به ایجاد تیم­های سازمان یافته برای ضرر رساندن به نویسنده­ی کتاب «ثابت قدم» در مناطق مرکزی و کابل  برنامه ریزی نمودند و در نتیجه چهره­های پُشت صحنه به بهانه­های مختلف و سرپوش گذاشتن روی اعمال ننگین گذشته­ی شان به حمایت از شخصی بنام رجب منگول با تمام توان این­گونه فراخوان دادند: «هرکسی در باره نویسنده کتاب«ثابت قدم» شکایت دارند، درِ  ثارنوالی به روی  شان باز است…

در پیوند با این حرکت، حامیان مقاومت دهه­ی هفتاد غرب کابل از سرا سر جهان، به صندوق ایجاد شده اعانت مالی نمایند.»

جعفرعطایی از کشور انگلستان نوشت: «یکی را باید بایکوت کرد و دیگری را باید نماد و شاخصه ساخت.»

وقتی ثارنوالی به شکایت این­ها پاسخ نگفتند، بخاطر مسائل قومی به محمد طاهر زهیر سرپرست وزارت اطلاعات و فرهنگ مراجعه نمودند و با رجز خوانی باور داشتند که این کار نتیجه خواهد داشت، پس از حدود دوماه تلاش و تبلیغات وارونه در فضای مجازی، اخیراً به پیشنهاد برخی دوستان، خواستم گزارش دقیق­تری از روند شکایت و در نهایت نظر«کمیسیون بررسی شکایات و تخلفات رسانه­ای» را به استحضار دوستان برسانم.

30 حمل 1400 خورشیدی «کمیسیون بررسی شکایات و تخلفات رسانه­ای» به ریاست محمد طاهر زهیر سرپرست وزارت اطلاعات و فرهنگ جمهوری اسلامی افغانستان دایر و به شش شکایت تخلف رسانه­ای رسیدگی و یکی از آن­ها، شکایت رجب منگول علیه نویسنده کتاب «ثابت قدم» بود، کار کمیسیون ساعت یازده و نیم، رسیدگی به شکایت رجب منگول با حضور نگارنده و آقای فردوسی آغاز شد، گزارشی که در صفحه­ی فیسبوک رجب منگول نشرگردید خلاف واقع هست.

من در این جلسه بخش از مطالب کتاب «ثابت قدم» در مورد رجب منگول را به «استیو مک کیوری» عکاس امریکایی ارجاع دادم(کپی گزارش خبرنامه با ضمایم دیگر از قبیل، افتراء و دشنام در قالب سخنان سخیف با حربه­ی قومی به کمیسیون سپردم) و بقیه­ی خاطراتم را شاهدان عینی اظهار نمودم، هرچند آقای فطری یکی از اعضای کمیسیون پرسید: «شما در این مورد سندی در اختیار دارید؟»

در پاسخ گفتم: «کسانی که خاطرات خود را می­نویسند، آن را مستند سازی نمی­کنند، با آن­هم من از شاهدان عینی نیز در بسیاری موارد مصاحبه دارم، به دلایلی نخواستم نام شان به عنوان منبع ذکر شود، زیرا در قانون رسانه­ها به امانت داری برخی موارد تأکید شده و ماده 6 «قانون رسانه­ها» در زمینه صراحت دارد؛ مگر اینکه محکمه ذیصلاح در مورد افشای آن حکم نموده باشد و من به عنوان یک روزنامه نگار از محتوای قانون رسانه­ها معلومات کافی دارم و ضرورت نیست که در این جا جزئیات را یاد آور شوم.»

در ابتدا جلسه، سرپرست وزارت و منشی کمیسیون ضمن خوش آمد گویی، پیرامون درج شکایت رجب منگول صحبت را آغاز و اضافه نمودند: هرچند رسیدگی به تخلفات نویسندگان کتاب به جز نویسندگان خارجی در صلاحیت «کمیسیون بررسی شکایات و تخلفات رسانه­ای» نیست و من نیز  حضورم را در تقویت روند کاری کمیسیون نامبرده و احترام گذاشتن به اعضای آن عنوان نمودم، از رئیس کمیسیون و اعضای آن تقاضا نمودم که رجب منگول باید در کمیسیون حضور پیدا نماید و من با او و پسر خاله­أش کسی به نام مختار که صفحه­ی فیسبوک وی را پیش می­برد و به بسیاری از شخصیت­های خوشنام کشور به جرم ارتباط داشتن با نویسنده کتاب «ثابت قدم» اهانت نموده و ممکن آن عده به مراجع قانونی شکایت درج نمایند ولی من با هردو نفر حرف­هایی دارم که در جمع گفته شود، رئیس کمیسیون به دلایلی از این پیشنهاد من عذر خواست، من با مقدمه­ی اضافه نمودم که من و رئیس کمیسیون در دو جریان سیاسی متقابل و متخاصم قرار داشته و داریم، اما یک­ماه قبل از محفل رونمایی خاطراتم، کتاب «ثابت قدم» را به ایشان جهت بررسی و نقد سپردم علیرغم ملاحظات احتمالی، ضمن تشویق و ترغیب من در امر رو نمایی آن بدون در نظر گرفتن قالب‌های تنگ و تاریک مسایل حزبی و قومی، با قضیه برخورد منصفانه و در هیئت یک وزیر فرهنگ دوست موقف گیری نمودند، من در این جمع از وی تشکری می­کنم. در این جلسه بیشترین صحبت را من نمودم و مطالبی که در جلسه­ای حدود چهل و پنج دقیقه­ای مطرح شد ذیلاً حضور شما ارائه می­شود:

  1. به دلیل عدم حضورم در جلسه­ای تاریخی 9 حمل 1400 خورشیدی در «کمیسیون بررسی شکایات و تخلفات رسانه­ای» پرداختم، جلسه­ای کمیسیون همزمان با نیمه شعبان بود و من به همین مناسب جلساتی داشتم، با تفاهم با منشی کمیسیون، دوست عزیزم آقای فردوسی که رشته­ی تحصلی­اش روزنامه نگار هست، به عنوان نماینده با صلاحیت من در آن جلسه شرکت نمودند.

از اینکه مسئول صفحه­ای فیسبوک رجب منگول دلیل عدم حضور من را «شرمساری و نپذیرفتن نماینده­ام» از سوی کمیسیون و نیز به تمویل کننده گان داخلی و خارجی شان اطمینان داده بود که دنبال اقامه دعوا هستم، ولی در این جلسه فرصت نشد تا عکس بگیرم، این موارد را در فضای مجازی منتشر نموده بود، من از منشی کمیسیون پرسیدم که آیا شرکت نماینده­ من در کمیسیون توافق شده بود یا خیر؟

او گفته­های من را تأیید نمود و در ادامه اضافه نمودم که من برای چه شرمسار باشم، در دهه­ی هفتاد دست من به خون کسی آلوده نیست، زیر سن سربازگیری احزاب جنگجو و قدرت طلب نشدم که این عمل در قانون شرع و تمام قوانین بین­المللی جزو جرایم جنگی محسوب می­شود، کسی را تهدید نکردم،  اموال مردم را به غارت نبردم، در مسیر راه ده­مزنگ به بهانه­های مختلف زور گیری ننمودم، اگر خواهران ما در این کمیسیون نبودند چند نمونه از جنایات این­گونه افراد می­گفتم که از عملکرد این تفنگ بدوشان غیر مسئول انسانیت شرمنده است.

  1. فجایع دهه­ی هفتاد را بسیاری از خاطره نویسان خارجی و داخلی نوشتند و من صرفاً از چند کتاب و خاطره نویس نام می­برم:

– خاطره نویسان خارجی: کتاب «جنگ­های افغانستان»، پیتر تومسن؛ کتاب «شب­نامه» کریس سندس و فضل من الله قزازی…

– خاطره نویسان افغانستان: کتاب «روایت شکست اقوام محکوم در افغانستان» علی جان زاهدی؛ کتاب «اسطوره شکسته» حسین آزادی(مسیح ارزگانی)؛ کتاب «بگذار نفس بکشم» عزیز رویش؛ کتاب «خاطرات­من برهه­ی حساسی از تاریخ» سید محمد علی جاوید؛ کتاب «قصه­های زندگی» سید رحمت الله مرتضوی؛ همه­ی این خاطره نویسان از جنایات جنگی و سربازگیری زیر سن، دیوانه، معاون خدا، بچه خدا، شیشه‌خور، مارخور، جِندی، منگول… یاد نموده و از جنایات رقص­مرگ، سینه بریدن، میخ به سرکوبیدن، محارب و مفسد خواندن آنان توسط عالمان دین… را در  خاطرات­شان آورده­اند.

بعد از رونمایی کتاب «ثابت قدم»، عده­ای از داخل و خارج کشور بخاطر سرپوش گذاشتن روی اعمال ننگین گذشته­ی شان رجب منگول را تحریک به درج شکایت نامه در وزارت اطلاعات و فرهنگ نمودند، افراد معلوم­الحال که در خارج فراری و با کیس­های تنش­های قومی پناهنده شدند، در برنامه لایف و شبکه­های اجتماعی فرا خوان دادند و صندوق اعانه به منگول را ایجاد نمودند، به ادعای منگول، وی سه وکیل مدافع گرفته است، در شبکه­های اجتماعی با تهدید، تهمت و دروغ پرداختند، آن­هایی که در داخل کشور هستند ناگزیر به نهادهای عدلی و قضایی کشور اقدام و طبق قانون جزا رسیدگی و در غیر آن به نهادهای بین­المللی به عنوان جنایت کاران جنگی دهه­ی هفتاد دادخواهی خواهد شد، زیرا همان عده هم اکنون نیز با حمل سلاح­های غیر مجاز باعث رُعب و حشت می­گردند و همین طور آنهایی که از امکانات، اعتبار و سرزمین کشورهای اروپایی و غربی درتقویت خشونت، نا امنی خفه ساختن آزادی بیان می­کوشند سلب تابعیت گردند.

در باره منگول هشتاد در صد مربوط مصاحبه­ی او با استیو مک کیوری، عکاس امریکایی و بقیه مربوط شاهدان عینی و اینکه منگول منکر فروختن سنگر شیر دروازه هست باید گفت: کسی که در صفحه­ای خودش ادعا دارد که مزاری او را با 30 نفر از گروگان­های شورای نظار تبادله نموده و در لایف می­گوید که در جنگ افشار شرکت نموده و او باعث نجات جان مزاری شده، فروختن سنگر در برابر این همه جنایات و جنگ­های خونین چنداول و افشار چیزی عادیست، باید خانواده­های قربانیان فجایع کابل از این­گونه افراد دادخواهی نمایند و من به وزارت اطلاعات و فرهنگ و نویسندگان پیشنهاد می­گنم:

– برای عبرت گرفتن از فجایع گذشته کتابی زیر نام «سربازگیری زیر سن در احزاب قدرت طلب» نوشته شود.

– با دعوت خاطره نویسان در یکی از پُربیننده­ترین رسانه­ی کشور در حضور مردم افغانستان مناظره­ی تلویزیونی صورت گیرد.

– کسانی که از بیرون نفاق قومی و خشونت را دامن می­زنند با همکاری حکومت در سلب تابعیت آن­ها اقدام شود.

– همانگونه که وزیر اطلاعات و فرهنگ بار بار برای بیان حقایق، حمایت خود را از آزادی بیان، نویسندگان و خبرنگاران کشور اعلام نمودند، امید وارم جامه­ی عمل پوشیده و نه از شخص من که از آزادی بیان حمایت نمایند.

– این­ها به من اتهام بستند که بابت چاپ کتاب «ثابت قدم» از شورای امنیت مبالغی را دریافت نمودم، آیا وزارت اطلاعات و فرهنگ به عنوان حامی نویسندگان از جانب حکومت تا هنوز ده جلد کتاب از ما خریداری نمودند؟

نویسندگان تا هنوز مورد بی­مِهری حکومت قرار دارند؛ سرپرست وزارت اطلاعات و فرهنگ بلا فاصله گفت: قرار است به زودی  قانونِ پاس شود که وزارت 400 نسخه  کتاب مولفین را خریداری نمایند، در آینده اولین اثر شما توسط وزارت اطلاعات و فرهنگ به عنوان حمایت از نویسندگان خریداری می­شود.

رئیس کمیسیون از منشی جلسه خواست، مرا در دفتر احمد زی یکی از همکارانش راهنمایی و پس از صحبت با منگول نتیجه را اعلام نمایند، دوباره صحبت ادامه یابد و یا ضرورت به نشست مجدد نیست.

بعد از حدود 15 دقیقه منشی کمیسیون از من خواست  که شما می­توانید بروید ما دیدگاه­ها را بررسی نموده و ابلاغ می­کنیم.

گفتم: من در باره­ی کمیسیون حرف دارم، او بعد از مشوره مرا دو باره به جلسه فرا خواندند.

گفتم: راجع به کتاب «ثابت قدم» هر فیصله­ای که نمودید قابل احترام است، همانگونه که نام خاطراتم «ثابت قدم» است، ذره­ای از موضع خود عقب نیشنی نمی­کنم، اگر به دفاع نیاز بود، من در مراجع عدلی و قضایی و نهادهای اجرایی کشوری و بین­المللی به اهانت و تهمت­ها اقدام می­نمایم که مربوط به خودم هست و براساس قانون جزا که در فصل 13 تحت عنوان «دشنام» از ماده 440 تا 443 صراحت دارد، با اسناد در دست داشته­ی خود مسئول فیسبوک منگول(مختار) و دیگر شبکه­های اجتماعی را از آن طریق مورد پيگرد عدلي و قانوني قرار داده و آنگاه با تحقیقات گروه حقیقت یاب حقایق روشن خواهد شد که محرکین پُشت صحنه و با چه انگیزه­ای کیاهستند؟

اما تقاضای من از شما این­که از حیثیت و اقتدار این اداره و کمیسیون صیانت شود، منگول وقتی به وزارت اطلاعات و فرهنگ می­آید، به جای پیگیری از درج شکایت خود، در تالار بین المللی مطبوعات وزارت تصاویر شخصیت­ها را می­بیند و آنجا عکس یادگاری می­گیرد، بعد در صفحه­ی فیسبوک خود می­نویسد جای تصویر قومندانان دهه­ی هفتاد خالیست، بعد عده­ی  در کامنت­ها به هیئت رهبری وزارت فحش و دشنام نثار می­کنند و با تمجید از خلاقیت منگول، این اداره را فاشیستی می­خوانند.

اگر وزارت به گفته­ای منگول اقدام کند چرا تصاویر شخصیت­های علمی که در این کشور مصدر خدمات فراوانی دینی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی شدند، تالار مطبوعات مزین فتوی آن­ها نشود و از همین چنداول عکس علامه سید محمد کاظم بلبل که با حافظ و سعدی پهلو می­زد در این مرکز فرهنگی و کلتوری نصب نباشد که تصاویر عاملان جنایات جنگی را بگذارند؛ کمیسیون از من به عنوان نویسنده دفاع نکند و حد اقل اینگونه تبلیغات و دروغ­های نفاق افگن را تکذیب نمایند، با این گفته­ها با رئیس و  اعضای کمیسیون خدا حافظی نمودم.

اما پس از هفته­ها، امروز 20 ثور 1400 خورشیدی(27 رمضان 1442 هجری قمری)، ساعت ده و نیم قبل از ظهر روز دوشنبه فیصله­ای نهایی «کمیسیون بررسی شکایات و تخلفات رسانه­ای» به ریاست محترم محمد طاهر زهیر در پیوند با شکایت رجب منگول علیه نویسنده­ی کتاب «ثابت قدم» بدون تحلیل و بررسی مجدد، در حضور طرفین، فیصله­ی دو گزینه­ای کمیسیون رسماً چنین اعلام شد:

  1. از رجب منگول خواسته شد تا اسنادی مبنی بر رد ادعای «ثابت قدم» تهیه و در اختیار کمیسیون قرار دهند، کمیسیون پس از بررسی و حاصل نمودن قناعت نویسنده­ی کتاب «ثابت قدم» در چاپ بعدی موارد جنجالی اصلاح گردد.
  2. کتاب جداگانه، نقدی بر کتاب«ثابت قدم» و با در نظر داشت معیارهای نقد نویسی رعایت و اقدام گردد.

من در پایان یک­بار دیگر از زحمایت و تلاش­های رئیس و اعضای «کمیسیون بررسی شکایات و تخلفات رسانه­ای» قدر دانی و سپاسگذاری نموده  و خداوند بر توفیقات شان بیفزاید.

با احترام

سید جعفرعادلی«حسینی» – کابل

*

*


Top